امید ها

مطالب عمومی
< اميدها
طبقه بندي موضوعي

تخیلات بعضی روزای من

همیشه به یه سری چیزها فکر میکنم که روزانه به صورت یک مشکل ناخوشایند برایم جلوه می کنند و من در تصورم برای آن ها راه حلی میسازم. مثل وقت هایی که خیلی احساس گرما یا سرما میکنم و توی خیابان در حال قدم زدن هستم . یا زمانی که غذا زیاد خوردم و باید نصف روزم را در سرویس بهداشتی بگذرانم. با خودم میگم اگه دو تا قرص می ساختند برای فصل تابستون و زمستون عالی می شد. زمستون که میشه ، به داروخانه بری و یک بسته قرص گرما بخری . یک قرص را که خوردی تا 24 ساعت بعد احساس سرما نکنی و گرمت بشه . یعنی یه جورایی بدنت را فریب بدی . در سیگنال های سرما که توسط مغزت صادر میشه اختلال ایجاد کنی . توی تابستون هم دوباره قرص سرما بگیری و بخوری . اون وقت مثل روزایی که کنار کولر نشستی احساس خنکی بکنی و گرمت نشه. تازه قرص سرما میتونه در برابر گرمای شدید هم دمای بدنت را پایین نگه داره. یعنی از میان آتیش رد بشی و حرارتش را احساس نکنی و آسیب نبینی.

در مورد غذا هم همینطور مثلا یک مولتی ویتامین باشه که وقتی خوردیش علاوه بر تامین ویتامین های مورد نیاز بدن ، احساس گرسنگی ات را هم از بین ببره و مجبور نباشی غذا بخوری و بعدش ازش زباله بسازی 😕 . اینطوری وقت مفیدت در سرویس های بهداشتی نمیگذره.

یکی دیگه از چیزایی که بهش فکر میکنم هم در مورد شارژر موبایل هست. وقتی خیلی به گوشیت وابسته باشی و سرگرمی عمده ات شبکه های اجتماعی و اینترنت گردی و بازی های موبایلی باشه ، شارژ هم زود تمام میکنی و اون وقت که میری گوشی را به شارژر میزنی میبینی که نمیتونی اونو تنها بزاری و در همان حالت شارژ شدن هم میخواهی باهاش کار کنی . تازه اگر سیم شارژرت هم کوچیک باشه مجبوری کنارش وایسی. در همین موقع هست که ذهنت بهت میگه : کاش مثل وای فای ، یه چیز واسه برق بیسیم هم میساختند و دکمه اش را میزدی یا اینکه از داخل گوشی فعالش می کردی و شروع به شارژ کردنش می کرد. تو هم با خیال راحت در هر نقطه از خانه ، گوشی را بدست گرفته و ازش استفاده می کردی در حالی که در حال شارژ شدن بود. 😊

شبکه اینترنت خواب هم از دیگر تخیلاتم هست. شب ها که خوابیدی ، همه ملت که خوابند ، یک خواب مشترک ببینند . خواب مشترکشون هم در یک سرزمین بزرگ باشه و بتونن اونجا همدیگر را ببینند و چیزهایی که توی زندگی ندارن را در این محیط داشته باشن.

انتخاب مرگ و زندگی هم چیزی دیگری هست که بهش فکر میکنم. حق انتخاب داشته باشی که به زندگی ادامه بدهی یا اینکه مرگ را بپذیری . کسانی که نمیتونن مشکلاتی را که دارند حل کنند یا به هر طریقی به بن بست رسیده اند بتوانند هر زمان که خواستند بدون هیچ دردی به آسودگی بمیرند.😱

بعضی وقت ها هم به این فکر میکنم که علم پیشرف کنه و بتونی ذهنت را به داخل یک کامپیوتر یا جسم رباتی انتقال بدی و با جسم جدیدت زندگی را ادامه بدهی بدون مشکلاتی که جسم فعلی ما داره. بدون بیماری ها و خستگی ها و نیازهایش . این ها بعضی چیزی هایی بود که بهشون فکر میکنم. 😒

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">