امید ها

مطالب عمومی
< اميدها
امید ها
طبقه بندي موضوعي
آخرين نظرات

داستان سام و زال در شاهنامه

سام و زال :

سام نریمان در خدمت منوچهر شاه اساطیری است و پهلوان اوست. او حاکم زابل است و سرآمد پهلوانان ایران. او پسری به اسم زال دارد که فرزند اوست و هنگامی که متولد شد دارای موهای سفید است. سام از داشتن چنین فرزندی خود را شرمنده می بیند و فرمان می دهد که کودک را در دامن کوه البرز رها کنند. سیمرغ که پرنده ای بزرگ است و بر فراز البرز لانه دارد ، به این کودک علاقه مند می شود و او را به همراه بچه های خود پرورش می دهد. کودک بزرگ می شود و کاروانیان که از آنجا می گذرند از جوانی قوی هیکل و سپید موی خبر می دهند و سام پدر زال شرمنده از گناهی که کرده است به سوی البرز می شتابد و آشیانه سیمرغ را همانند کاخی بزرگ می بیند . او دستانش خویش بلند کرده و از خدا یاری می خواهد. سیمرغ پری از پرهای خود را به زال می دهد تا هر بار که به حضورش نیازی داشت ، زال آن را بر آتش افکند که در لحظه ای کوتاه سیمرغ به کمکش شتابد . او صلاح را در این می بیند که زال با پدرش به خانه اش باز گردد. از اینرو او را از فراز کوه بر می دارد و در کنار پدر در زمین می گذارد . سام نریمان فرمانروایی زابل را به او می سپارد و خود برای یاری منوچهر در سرکوبی دیوان مازندران رهسپار دربار او می شود. زال در سفری به کابل عاشق رودابه دختر حاکم کابل می شود و ثمره ازدواج آن ها ، رستم است .

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">