امید ها

مطالب عمومی
< اميدها
طبقه بندي موضوعي
آخرين نظرات

این پشه های مزاحم رقصنده

پرواز پشه ها از آسمان به زمین

شب شده و لامپ اتاق نور افشانی می کند. پشه ها در حالی که مست کرده اند و دور حباب شیشه ای لامپ می رقصند , یکی یکی بر روی صورت من سقوط می کنند. بعضی از آنها را له می کنم و بعضی بر روی فرش می افتند و بعضی در کنار گوشم آواز می خوانند . تعدادی هم ناگاه به داخل دهانم فرو می روند . شجاعت زیادی دارند . به راحتی با غول درگیر می شوند و از اون نمی ترسند . یکی از پشه ها از دستانم در حال بالا رفتن است , او را می نگرم. کوهنورد ماهری است . بدون تجهیزات در حال حرکت از میان درختان مویی شکل با ارتفاع زیاد است . حتی به زلزله هایی که می شود و تکان هایی که میخورد اهمیتی نمی دهد . کنجکاو است . میخواهد بداند پایان مسیر چیست . آیا پاداشی خواهد گرفت . آیا نامش جایی ثبت خواهد شد . امشب برای همین آمده است . موضوع پایان نامه دانشگاهش همین است . عنوان جدیدیست که پشه های دیگر آن را نادیده گرفته اند . اما اکنون این پشه , خارج از جشن , خارج از پیمانه ها و رقصش به دور معشوق , خارج از دیوانگی های آن , کوله بارش را بسته است و هدف و مقصودش را مشخص کرده و دارد حرکت می کند. حرکت می کند تا بتواند به آنچه دیگران بارها او را از انجامش منع کرده بودند برسد . هدف برای او شیرین است زیرا به استعداد ها و توان خویش ایمان دارد . به تحقیرها و کنایه ها نمی اندیشد . به چیزهایی که دیگران می گویند تا هدف او را غیر قابل دسترس بپندارند . ترس های گذشته را برایش بازگو می کنند . به قبرستان کنار غول اشاره می کنند . جایی که آدرس مشخصی دارد . جایی که غول همواره آنجا می نشیند و انگشتان دستش را بر روی سنگ های مربعی روبه رویش می کوبد . پشه اما همه را می داند . او زیاد کتاب میخواند . زیاد در میان کتاب ها بوده است . بر عکس سایر دوستان و خانواده اش که هر نوری می بینند به گرد آن می چرخند . پشه همچنان از کوه بزرگ بالا می رود اما تکانی او را به پایین می افکند . زیرا که گوش غول می خوارد و او دست خویش را برای خواراندن آن به بالا می برد. خطرات زیادی پشه را تهدید می کند . او آنقدر سبک هست که با تنفس غول ممکن است به سویی پرتاب شود . دوباره قدم بر می دارد و به بالا می رود این بار به ناحیه ای نرم و گرم می رسید که به نظر می آید منطقه برفی است . اما برف نیست زیرا به رنگ سفید نیست و سرد نیست . بلکه نیم تنه غول است . پشه به بالا نگاه می کند . دو چشم بزرگ دارد او را می نگرد . این همان غول است که پیشینیان و اجدادش از او سخن گفته اند . از نظر پشه بسیار زشت و هول انگیز دیده می شود. پشه بی توجه به مسیر خود ادامه می دهد اما به ناگاه با ضربه ای درد آور به سویی نامعلوم و بسیار دورتر سقوط می کند زیرا غول خوشش نمی آید پشه های مختلف از بدنش بالا بروند و با دو انگشت خود همانند زمانی که می خواهد به زیر توپ فوتبال شوت نماید به زیر دمب پشه می زند . پشه هم با سر بر روی فرش سقوط می کند و غول اثری از او نمی بیند چون بسیار کوچک است . اما پشه های دیگر را می بیند که همچنان دور لامپ پارتی برگزار کردند و بعضی از آن ها هم با حسرت و ناراحتی از پشت شیشه و توری پنجره اتاق به داخل می نگرند . غول که از افتادن های زیاد پشه ها به روی صورت و بدنش خسته شده است برای اینکه آنان را غافلگیر کند و کمی از اذیت کردن آن ها حال کند , به کنار کلید لامپ می رود و چند بار لامپ اتاق را خاموش و روشن می کند و باز چند دقیقه خاموش می کند و این بار روشن می کند و دیگر پشه ها را نمی بیند . آری او اکنون در پوست خودش نمی گنجد و احساس می کند که یک جادوگر است که در یک چشم بهم زدن توانسته بشه ها را غیب کند. پشه ها هم فعلا به دنبال ماجراجویی های جدید نیستند و هر کسی که ادعای روشنفکری و باهوش بودن می کند را سریع به خورد مورچه ها می دهند .

نظرات (۲)

پشه فقط اون لحظه ای که نیشت میزنه و هی باید خودتو بخارونی😁😁😄😄
  • سعید سعیدی
  • حماقت و خود - فریبی در آخرالزمان 

    حماقت به عنوان خود - فریبی یک واقعه بغایت لطیف و حیرت آور و مالیخولیائی است و به مثابه آخرین تلاش ذاتی انسان برای ادامه زندگی در مراحلی است که حقیقت بیرحمانه رخ می نماید. بطور مثال یکی از مواقعی که اشد خود - فریبی ها بصورت یک جریان اجتماعی پدیدار می شود موقع بروز انقلابات است و یا وقوع فجایع طبیعی و یا ظهور یک انسان بر حق مثل پیامبر یا عارفی. در این مواقع خود - فریبی ( حماقت ) بصورت یک ناجی نامرئی به داد عوام می رسد تاادامه زندگی را ممکن سازد. ولی خطر که گذشت آن جادو از بین می رود و بالاخره سیمای واقعی حقیقت در مقابل نگاه مردم عریان می شود و مجبور به تصدیق شده و قابل پذیرش می شود. به همین دلیل اکثر مردم همواره مرده پرست و مرتجع هستند و این امری اجتناب ناپذیر می شود. ولی امروزه که عرصه آخرالزمان به معنای ظهور بلاوقفه حقیقت می باشد مردم مجالی برای خود - فریبی به سبک سنتی ندارند و لذا به داروها و مخدرات پناه می برند و نیز خودکشی ها و جنونها و جنایت ها رخ می نماید. و این بدان معناست که خود - فریبی مستمراً ناممکن تر می شود.

    استاد علی اکبر خانجانی

    کتاب شناخت شناسی ص ۵۹

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">